خانه » آیا می دانستید؟! » شروع انفجار حباب استارتاپ ها
شروع انفجار حباب استارتاپ ها

شروع انفجار حباب استارتاپ ها

قبل از هرچیز باید توضیح داد که انفجار حباب استارتاپ ها به معنی پایان کار استارتاپ های خوب نیست. اتفاقا به معنای مشخص شدن سره از ناسره و ارزش پیدا کردن خدمات و محصولات و تیم های خوب است. شاید از دو سال پیش خیلی از کسانی که بینش وسیع تری به حوزه استارتاپ ها و درواقع نگاه عمیق تری به بیزنس و چالش هایش داشتند، اخطار داده بودند که به زودی حباب استارتاپی ایران خواهد ترکید. همانگونه که ما هم مدام به روش های اشتباه مثل قضیه استارتاپ آژانسی اشاره داشتیم و این روزها به نحوی شاهد این قضیه…

بررسی کلی

امتیازبندی 4.9 ( 1 نظرسنجی ها)

قبل از هرچیز باید توضیح داد که انفجار حباب استارتاپ ها به معنی پایان کار استارتاپ های خوب نیست. اتفاقا به معنای مشخص شدن سره از ناسره و ارزش پیدا کردن خدمات و محصولات و تیم های خوب است.

شاید از دو سال پیش خیلی از کسانی که بینش وسیع تری به حوزه استارتاپ ها و درواقع نگاه عمیق تری به بیزنس و چالش هایش داشتند، اخطار داده بودند که به زودی حباب استارتاپی ایران خواهد ترکید. همانگونه که ما هم مدام به روش های اشتباه مثل قضیه استارتاپ آژانسی اشاره داشتیم و این روزها به نحوی شاهد این قضیه هستیم.

نمود های بارز و عینی این قضیه را با خروج خیلی از فاندرها از استارتاپ هایشان و گرایش به بیزنس های اینترپرایز و دقت بیش از حد سرمایه گذاران در جذب سرمایه بتوان لمس کرد. کار به جایی می رسد که فاندر بزرگ ترین هلدینگ معروف فعال در حوزه استارتاپ های دیجیتال مارکتینگ به این نتیجه می رسد که امروز لحظه Golden Exit است و یکی از حرفه ای ترین خروج های به موقع در تاریخ ایران را رقم می زند
در ادامه سعی میکنم شرایط کیس های مختلف را در این زمان برایتان شرح بدهم

دسته اول: سرمایه گذاران سنتی استارتاپ دوست
که چندین بار به شوق و ذوق سودهای کلان و لانگ هورن شدن تجربه های تلخی را رقم زده اند. که ممکن است امروز به این نتیجه رسیده باشند که مشکل از استراتژی و نگرش سنتی آن ها به حوزه استارتاپ بوده باشد.

پس در حالت اول شروع کرده اند به آپدیت کردن خودشان و تیم داری یاد گرفته اند و نگرش #کیسهشنپنداری (اشاره دارد به اینکه بعضی از مدیران سنتی هنوز فکر میکنند اگر یک برنامه نویس یک پروژه را در ۱۰ ساعت انجام می دهد پس می توان با ۱۰ برنامه نویس آن پروژه را در ۱ ساعت تمام کرد) اعضای تیم را کنار گذاشته اند
و در حالت دوم هم با کوله باری از کلمات جدید و اصطلاحات تازه که ممکن است معنی درستشان و یا حتی کاربرد صحیح شان را هم ندانند به دنیای بیزنس سنتی خود برمیرگردند تا برای دوستان سنتی ترشان شوآف کنند.

دسته دوم: شوآف من ها
این عده از دوستان دیگر از فضای استارتاپ به زمین کارآفرینی رفته اند و یکی دو تا مدرک جعلی و یا پولی هم دست و پا کرده اند و با یک عمر کارمندی در همه جا به عنوان مشاور کارآفرینی و منتور کوفت و مدرس زهرمار به چاپیدن مدام دسته سومی ها مشغولند

دسته سوم : دنباله رو ها
این دسته همان حزب بادی ها هستند که با ترند شدن هر مبحثی به سمت آن می دوند و هزینه های کلان دسته دومی ها و دسته چهارمی ها از این گروه تامین می شود و کلا در حال از این شاخه به آن شاخه پریدن هستند و به همین علت در پوزینش یا بیزنس خاصی بولد و موفق نمی شوند. الان هم با به فنا رفتن توهم استارتاپی ایران کم کم ریزش می کنند یا رشد، که عموما ریزش است.

دسته چهارم: کلاهبردارها
این ها از جالب ترین کیس های مورد بررسی ما هستند ، مثلا نفری هست که ادعای فاندر بودن در بیش از ۱۰۰ استارتاپ را زیر ۱۵ سالگی اش دارد، یا نفری هست که با داشتن یک سمت بی معنی در یک سازمان ، همه جا خود را نماینده آن سازمان جار زده که در نهایت سازمان مجبور به شکایت از آن شخص شده، یا شخص دیگری یک NGO با اسم عجیب غریب ثبت کرده و خود را گل درشت بین المللی معرفی می کند، خیلی های دیگر هم هستند که واقعا ذهنم به نوشتنشان قد نمی دهد .

نکته ی مشترک همه ی این ها #دگرخرپنداری عمیقی است که در آن ها موج میزند و همه ی افراد غیر از خودشان را #احمق فرض می کنند و البته در خیلی از موارد هم موفق به تیغ زدن دسته سومی ها به عنوان مشاور، منتور، شریک بدون سرمایه و … می شوند.این ها هم به دنبال دسته دومی ها به فضای کارآفرینی مهاجرت کرده اند و یقه ی کارآفرین های بیچاره را خواهند چسبید.

دسته پنجم: کاردرست ها
این ها قبل از طوفان استارتاپی ، همین حالا و صد سال دیگر کار خودشان را به بهترین شکل انجام می دهند و هیچ وقت درگیر #جینگیلاسیون های استارتاپی و غیر استارتاپی نیستند، از دل این ها بیزنس هایی مثل اسنپ و دیجی کالا و در اسکیل های کمی کوچک تر، #ایسمینار و #زرین_پال و .. در می آید
این ها را هرکارشان بکنی، موفق خواهند شد پس بهتر است بگذاریم به داستان های موفقیت شان اضافه و اضافه تر بشود.

دسته ششم: فنی های جدی
این ها یا واقعا توانسته اند در یک بیزنس به عنوان جزیی از تیم موفق شوند، یا خودشان تیمی زده اند و در حال رقم زدن یک #داستانموفقیت هستند و یا کلا دخل و خرج شان با دنیای استارتاپی جور در نیامده و شغل شان را به شرکت های اینترپرایز منتقل کرده اند . یادمان باشد #کیوساکی در کتاب #پدرپولدارپدربی_پول تفاوت job و business را به خوبی شرح داده و راهکارهای انتقال از اولی به دومی را به خوبی شرح داده است.

دسته هفتم: الکترون های استارتاپی
این ها کسانی که هر وقت با آن ها صحبت کنی هنوز یک استارتاپ بین المللی دارند که در مرحله ایده است و در دورهمی های استارتاپی روی میز می روند و سخنرانی می کنند و از این تیم به آن تیم در حال حرکتند و گاهی از خودشان هم که می پرسی دستاورد خاصی از حضور مداوم و مستمر و مصررانه شان در اکوسیستم جز #لاس زدن و پیدا کردن #سکس_پارتنر و خرج کردن پول های #ددی نداشته اند. بازنده های اصلی به نظر مولف همین دسته هستند که کم کم فضای وقت گذرانی و شوآف شان را باید به جاهای دیگر کوچ بدهند و دست از #آرزوفروشی به طبقه متوسط و ضعیف بردارند.

درباره مسعود بیگی

مسعود یه خوره ی اکوسیستم کسب و کارهای آنلاینه که به همراه محسن سرمست بنیانگذاران تندتک شدن و دارن تلاش میکنن دانش خودشون رو با اکوسیستم به اشتراک بگذارن و همینطور نقش دیده بانی رو با عدالت در اکوسیستم داشته باشن. اگه به مشاوره در بخش های فنی و مدیریت پروژه هاتون نیاز دارید همیشه میتونید رو کمکش حساب کنید.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

کسب و کارهای آنلاین مستقل

برترین کسب و کارهای آنلاین مستقل ( بوت استرپینگ ) ایران

Reading Modeکسب و کارهای آنلاین مستقل انتخاب ما برای این مرحله از جایزه آوارس است ...